» داستانک : دزد
۲۱ خرداد ۱۳۸۹ / نیش ترمز / ۳۵۹ بیننده / امیر سمیعیان- سلام
- سلام
- خوبی؟
- مرسی
- ببین یه کار مهم باهات دارم
- چی کار؟
- اینجوری نمیشه باید ببینمت
- حالا بگو چی شده؟
- گفتم که تلفنی نمیشه مساُله مرگ و زندگیه
- اه نصف جونم کردی کسی چیزیش شده؟
- نه کاش می مردمو این اتفاق رو نمی دیدم
- باشه کجا بیام پس؟
- نمی خواد الان که فکر می کنم تلفنی هم می شه گفت!
- دیوانه, خب بگو دیگه
- فقط قول بده که هول نکنی
- باشه قول می دم خب بگو دیگه
- کیفمو دزد برد
- خب!دسته چک من توش بود؟
- نه اونارو گذاشته بودم تو جورابم
- طلاها چی؟
- نه اونارم با کش بسته بودم دور بازوم
- پس چی؟سندها!مگه نه؟اونارو برد!!!
- نه بابا تو که میدونی من همیشه سند ها رو می ذارم تو پیراهنم
- پس چی برد؟
- هیچی کیفم خالی بود فقط برای کلاس گرفته بودم دستم
- خدا رو شکر ؛پس تو چی میگی؟
- وقتی دزد کیفمو زد هول شدم و کارت سوختم رو جا گذاشتم تو پمپ بنزین
- وای وای می دونستم آخر تو بدبختم می کنی به حسابت می رسم.
- بیب بیب ...
با ثبت آدرس پست الکترونیک خود در لیست مشترکین میتوانید آخرین به روزرسانی های پایگاه را از طریق صندوق الکترونیکی خود دریافت کنید.
خروجی rss پایگاه را میتوانید از طریق مرورگر خود و یا دیگر ابزارهای کار با خوراک (فید) دریافت کرده و از آخرین به روزرسانی مطالب مطلع شوید.






بابک
خرداد ۲۳, ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظخوب بود
شعر ما یادت نره